باخود فکر میکنم که چه انگیزهای میتواند برای چاپ یک مجموعه شعر وجود داشته باشد.
خوانش اشعار یا ثبت آثار؟
این که بسیاری از دوستان نزدیک این مجموعه را شنیدهاند یا در فضای اینترنتی خواندهاند و اینکه دسترسی اشخاص دیگر خارج از این دایره با چاپ این مجموعه تا چه حد میسر خواهد بود، سوالهایی بوده که همواره مرا از وارد شدن به این عرصه بازداشته است.
حال پس از کلنجار رفتن بسیار با خودم دل به دریا زدم تا هیجان داشتن یک مجموعه در قالب کتاب را تجربه کنم.
این بود که از سالهای اخیر برگزیدهترین کارهایم را انتخاب کردم. کارهایی که خود از آنها راضی بودم.
مسلما انتظار و توقع بازخوردی نسبت به این مجموعه ندارم؛ چون در این وادی که کمتر امکان رسیدن نسخههای تکثیرشده به دست افراد وجود دارد امکان بازخوردی هم نمیتواند وجود داشته باشد.
گویا باید تکثیر شوند تا به دست دوستان نزدیک برسند به رسم احترام با حک یادداشتی در صفحه اول.
باز از خود میپرسم چه انگیزهای برای چاپ این مجموعه میتواند وجود داشته باشد.
فهرست اشعار چاپ شده در کتاب به شرح زیر است: با زنگولهای از پشت شيشهها، جایی دور از این توان موجدار، سايهها، بی هيچ ترسی از جاذبه زمين، با خیزهای زمین، عبور، بر شاخك مگسهای سبز، وقتی كه...، غريق، جهت ها در ابديت، سرخ، خميازههای بلند، پرش.
شناسنامه کتاب: بی هیچ ترس از جاذبه زمین/ مهری جعفری/ قطع پالتویی/ 34صفحه/ تهران/ نشر آرویج/ ۱۳۸۵
